ناتوانی آموخته شده

ناتوانی آموخته شده

ناتوانی آموخته شده چیست؟

تعریف ناتوانی آموخته شده :

ناتوانی آموخته شده اصطلاحی بود که دکتر مارتین سلیگمن با آزمایشی که روی سگها انجام داد تعریف کرد.  ازمایش به این صورت بود که مارتین سلیگمن یک گروه سگ را در قفسه ای در باز قرار داد ولی پای آنها را بست سپس زیر پای انها شوک وارد کردند تا انها اقدام به فرار کنند ولی هر بار که سگ ها اقدام به فرار میکردند نمی توانستند از شوک فرار کنند و تلاش آنها بی فایده بود .این تلاشهای بی فایده منجر به این شد که سگها یاد بگیرند تلاش آنها فایده ای نداشته باشد، لذا پس از مدتی سگها آموختند که تلاش آنها فایده ای ندارد و با وارد آمدن شوک تلاشی برای رهایی نمیکردند .د راین مرحله مارتین سلیگمن طناب پای سگها را باز کرد و باز به آنها شوک وارد کرد ،با توجه به تجربه قبلی ،بجز تعداد معدودی از سگ ها بیشترآنها هیچگونه عکس العملی ازخود نشان نمیداند و با وجود اینکه شوک به ان ها وارد میشد اما بدون حرکت روی قفسه دراز کشیده بودند . در این آرمایش مارتین سلیگمن به این نتیجه رسید، سگهایی که در معرض شوک قرار میگیرند، در برخی شرایط با وجود قدرت اقدام، ولی هیچ عکس العملی از خود بروز نمیدهند

چرا این اتفاق افتاد؟

دلیل این عمل  چیزی جز آن نیست که آنها یاد گرفته اند تلاش آنها بی فایده است. این موضوع به ناتوانی آموخته شده مشهور شده است

این موضوع فقط ربط به حیوانات ندارد بلکه شامل انسانها هم میشود به این معنی که ما انسانها در بسیاری مواقع یاد میگیریم که نمیتوانیم کاری انجام دهیم و از تلاش دست میکشیم.

به داستانی واقعی در زمینه ناتوانی آموخته شده توجه فرمایید

تغییر شیوه نگاه به مسایل
ناتوانی آموخته شده

دراداره مشغول کار بودم و توجهی به اطرافم نداشتم کاغذها را از این سمت برمیداشتم تکمیل میکردم و در سیستم نگاهی میکردم و اگر صحیح بود امضاء میکردم و کناری میگذاشتم.خیلی حواسم به اطراف نبود تا اینکه آبدارچی تمرکز من را به هم ریخت و با چایی که جلوی من گذاشت توجه من را به اطراف متوجه کرد. نگاهی به اطراف انداختم و یکی از همکاران را که مدتی بود مریض بود مشاهده نمودم .دیدم که سرش را پایین انداخته و خیلی نا امیدانه نشسته، مشخص بود که از چیزی به شدت ناراحت است.رفتم پیش او و گفتم دوست عزیز چطوری؟

او هم با لحنی بسیارضعیف گفت “چه وضعی ،چه حالی،اصلا خوب نیستم”

به او گفتم چیه ؟ چرا اینطوری میگی؟

گفت ” میخواستی چی بشه؟دیروز برای چندمین بار سکته کردم و دکترها به من گفتند که با توجه به قند بالایی که داری، وضعیت خوبی نداری . وقتی با خودم فکر میکنم میگویم که من چرا تا این حد بد بخت هستم هیچ امیدی در زندگیم ندارم”

من هم با تعجب گفتم این چه حرفیه؟  تو این همه نعمت داری بعد میگویی که هیچ امیدی ندارم؟

به او یادآوری کردم که چه نعمتهایی دارد نعمتهایی از جمله دست و پا ،چشم،گوش،قلب،ریه،شش،معده و … گفتم” دیگران حاضر هستند همه دارایی خود را بدهند تا یک لحظه آرام بگیرند و جسم سالمی داشته باشند” .همچنین به او یادآوری کردم که فرزندان سالمی و خانواده خوبی که دارد، مهمترین سرمایه زندگی او است.و مهمتر از همه این ها خداوندی دارد که در همه لحظات او را به صورت دقیق زیر ذره بین دارد و می داند چکار میکند.

وقتی این موارد را به او یادآورشدم، کم کم حالش بهتر شد و ان ناامیدی قبل را در صورتش ندیدم

اما خبر خوبی برای شما

درکنار افرادی که ازتلاش دست میکشند گروهی دیگر هستند که هرگز از سعی و تلاش دست نمیکشند و د راوج ناامیدی امیدوار هستند.

چه گروهی دست از تلاش بر میدارند :

گروهی که بدبین هستند بعد از مقداری تلاش ناامید شده و دیگر تلاشی نمیکنند

اما گروهی دیگر که خوشبین هستند ازتلاش دست برنمیدارند و در اوج ناامیدی تلاش میکنند

 

چه کار باید کرد؟

خصوصیات افراد بدبین

کمتر از استعداد خود استفاده میکنند

زندگی آنطور که باید لذت بخش نیست

موانع کوچک را سدهای غیر قابل نفوذی میدانند و فکر میکنند که دست به هر چیزی بزنند خاکسترمیشود

افراد بدبین مشکلات زندگی را شخصی ،دایمی و فراگیر میدانند

شخصی:

به این معنی که علت مشکلات را به خود بر میگردانند و خود را مقصر اتفاقاتی میدانند که برای آنها پیش می آید

دایمی:

د رمقطعی از زمان که مشکلی رخ داده است آن را به کل زمانهای زندگی خود تعمیم می دهند و از قید های همیشه من شکست خورده ام،به جا ی من در این زمان شکست خوردم استفاده میکنند

احتمال دارد که زمانی فردی نتواند موفق شود اما در بازه ای زمانی دیگر بتواند موفق شود

فراگیر:

به این معنی که فرد مشکلاتی را که در حیطه ای از زندگیش رخ داده اند را به کل زندگی تعمیم میدهد و از قید هایی مانند من در هیج زمینه ای نمیتوانم رشد کنم و یا من د رکل زندگی فرد ناموفقی هستم استفاده میکند.

فردی شاید در زمینه ارتباطات رودررو نتواند موفق باشد ولی وقتی بصورت تکی فعالیت میکند بتواند رشد کند و مهارتهای خود را بروز دهد .

چه کار کنم د رمقابل مشکلات خوشبین باشم:

قبول کنید که وقایع بد در زندگی همه وجود دارند و همراه همیشگی فرد هستند لذا آنها را غیر طبیعی نپندارید

وقایع بد زندگی را غیر قابل تغییر، فراگیر و تقصیر خود ندانید و برای مشکلات دلایل موقت و غیر شخصی ارایه دهید

د رمقابل افکار منفی تسلیم نشده بلکه سعی مینماید آنها را مدیریت نماید

ادامه دارد

سید معمر عزیزی

من سید معمر عزیزی مربی و مشاور زندگی شاد در قدم اول با هدف رشد و توسعه زندگی خویش و در قدم دوم با هدف کمک به دیگران برای داشتن زندگی بهتر وارد عرضه مطالعات در زمینه زندگی شاد شده ام و امیدوارم بتوانم خود و دیگران را به سمت و سوی داشتن خال خوب در اوج مشکلات راهنمایی نمایم

دیدگاهتان را بنویسید

بستن منو