کنترل افکار

کنترل افکار

کنترل افکار

کنترل افکار چیست؟

چند روز پیش بایکی از دوستان در مورد کنترل افکار صحبت میکردم .  ایشان از زندگی گلایه داشت و میگفت که “من هیچ وقت شانس نداشتم هرروز بلایی سرمن میاد . هیچ کسی دیگر مثل من نیست و اینطوری بلا سر او نمیاد.

میگفت که شبها خواب ندارم و سردرد میگیرم.

همین عادتها باعث شده که ارتباطم با دیگران به خصوص خانواده خراب شود ارامش ندارم

نمیدانم چکار کنم؟

چرا این اتفاق میافتد؟

 

در زندگی هر فردی مشکلات وجود دارد  و حقیقت این است که نمیتوان از مشکلات فرار کرد.

اما چرا با وجود اینکه همه مشکلات دارند و هیچ کسی بدون مشکل نیست.

برخی افراد در رویارویی با مشکلات موفق هستند ولی برخی دیگر کنترل زندگی  و کنترل افکار از دستشان خارج شده و نمیتوانند درست رفتار کنند.

و به همین دلیل درگیر افکار منفی شده و حال خود را خراب میکنند و حتی در برخی شرایط دچار افسردگی میشوند.

حقیقت این است برخی فکر میکنند که مشکلات نباید وجود داشته باشند و در جاده زندگی نباید دست انداز باشد.

لذا مشکلات دیگران رانمی بینند و وقتی در زندگی خود به دست انداز رسیدند به جای اینکه عکس العمل مناسبی در مقابل ان مشکل اتخاذ کنند حال خود را خراب کرده و به دست انداز و کسی که ان را ساخته ناسزا میگویند.

عامل مهمی که باعث میشود نتوانیم کنترل درستی در شرایط بحرانی داشته باشیم برداشت های نادرستی است که درمورد افکار داریم.کنترل افکار-http://andishemosbat.com

جملاتی اشنا درمورد کنترل افکار

من نمیتوانم تغییر کنم

من شانس ندارم

هر روز بدبیاری میاورم

من ادم به درد بخوری نیستم

 

دیگران من را درک نمی کنند

او دارد با من دشمنی می کند

می دانم او برعلیه من دست به اقدام میزند

این افکار چقدر برای ما آشنا است؟    هر چند وقت یکبار این افکار سراغ ما می ایند و ما را اذیت می کنند.

وقتی مشکل زندگی بروز میکند و دچار ناراحتی و گرفتاری میشویم افکار شروع به تجزیه و تحلیل نموده  وقایع مشابه گذشته را به یاد ما می آورند.

این کنترل افکار خاصیتهایی به شرح زیر دارند:

۱-افکار برای حفظ و بقای ما بدترین خاطرات را به یاد ما می آورند و شروع به داستان سرایی میکنند.

۲-داستان سرایی افکار، از خاطرات خود ما فراتر رفته و چیزهایی را هم که شنیده ایم برای دیگران اتفاق افتاده برای ما پیش بینی می کنند و حتی د ربرخی موارد برای خود تصوراتی درست میکنند.

نتایج وحشتناکی را پیش بینی میکنند که تنها ساخته افکار بوده و برای کسی اتفاق نیافتاده است چیزی مانند داستان های خرافی که در فیلم ها بخش میکنند.

۳-افکار شرایط اتفاق افتادن آن نتایج وحشتناک را با شرایط کنونی کنونی مقایسه نموده و شروع به هشدار نموده که در این شرایط مشابه آن اتفاقات وحشتناک برای ما اتفاق می افتد.

تا اینجای کار هیچ اتفاقی نیافتاده است و افکار کار خود را که دادن هشدار به ما است انجام می دهند

افراد در مقابل افکار به دو نوع عکس العمل نشان میدهند:

گروهی که افکار را به مانند آژیر خطری در نظر گرفته و در برخی شرایط به آنها توجه نموده و در شرایط دیگر توجهی به آنها نمی کنند.

اما گروهی دیگر از افراد برده و بنده افکار خود شده و به طور کامل و در تمام شرایط مطیع افکار خویش هستند.

این یاد اوری ها فواید و مضراتی دارد

افکار با این کار به ما کمک می کنند که در مقابل حوادث احتمالی سالم بمانیم و اسیب های احتمالی کاهش پیدا کند.

اجداد ما از قدیم الایام یاد گرفته اند که برای اینکه سالم بمانند این جمله را مد نظر قرار دهند که کشته نشو و در سایه این جمله توانسته اند که زندگی خود را از گزند خطرات محفوظ کنند

به مرور افکارقویتر شده و یاد گرفتند که تجزیه و تحلیلهای عمیق تری انجام دهند لذا لازم شد که کنترل افکار به روشی درست انجام شود

اما مشکل زمانی رسوخ کرد که ما فکر میکنیم خطرات و حوادث مانند زمان اجداد ما هنوز پابرجا بوده و ما مجبوریم که همان پیش بینی های منفی را انجام دهیم ،در حالی که دیگر نیازی نیست به ان اندازه بدبین باشیم .

لذا بیش از حد منفی نگری کرده  و زندگی از روال عادی خارج میشود

داستان افکار

در این زمان افکار منفی تجزیه و تحلیلهایی را د رقالب داستانهایی برای ما تعریف میکنند و افراد نسبت به این داستانها، برداشتهای نادرستی دارند :

شما وقتی در حال خواندن یک داستان جنایی هستید خود را داخل ان داستان تجسم کرده و دچا ر هیجان میشوید وقتی اتفاق ناگواری میافتد ناراحت میشوید و احتمال دارد که در برخی موقعیتها بترسید

چرا شنیدن و یا نگاه کردن به یک داستان باعث میشود که بترسید و یا از اتفاقات ناگوار ان داستان ناراحت شوید؟

یکی از دلیلها این است که شما فکر میکنید ان داستان واقعا برای شما اتفاق می افتد و لذا میترسید و از طرفی تصور میشود ان داستان حقیقت دارد و واقعا اتفاق افتاده است

وقتی فکری د ر ذهن ما نمایش داده میشود ما آن فکر را جدی تلقی کرده و به ان اهمیت می دهیم

از جمله زمانی که اینطور فکر میکنیم فلان فرد قصد دارد که برعلیه من کاری انجام دهد من آنطور تصور میکنم که این فکر اهمیت دارد و باید آن را جدی بگیرم

وقتی فکر میگوید که نباید به فلانی توجهی نمایی و یا باید با او دعوا کنی تصور میکنیم که این بهترین فکری است که ممکن است گرفته شود و  باید این دعوا حتما انجام شود و این فرمانی است که باید صورت پذیرد

وقتی فکری ازار دهنده سراغ ما می آید بر این تصور هستیم که باید به هر نحوی که شده از شر ان خلاص شویم در حالی که میتوان د رکنار ان زندگی کرد و به ان توجهی نکرد

]کنترل افکار- http://andishemosbat.com

برداشتهای نادرست در مورد کنترل افکار:

۱-افکار به ما چسبیده اند و قسمتی از وجود ما هستند لذا ما نمیتوانیم از افکار جدا باشیم

۲-افکار خردمند هستند و بهترین گزینه ها را برای ما پیش بینی میکنند

۳-افکار اوامری هستند که حتما باید تبعیت شوند به صورتی که ما برده و بنده افکاربوده و هیچ گونه مخالفتی را نمی توانیم با افکار انجام دهیم.

۴-داستان هایی را که افکار تعریف میکنند واقعی بوده حتی وقتی که داستان ها تنها ساخته افکار بوده و در دنیای واقعی به هیچ عنوان اتفاق نیافتاده باشند.

۵-داستانهای افکار را حقیقت دانسته و این تصور را برای ما بوجود می آورد که این عاقبت گرفتار ما هم میشود.

۶-داستان های افکار اهمیت دارند و ما باید انها را جدی بگیریم و گرنه دچار دردسر بزرگی می شویم.

۷-وقتی برداشتهای بالا به فرد دست میدهد نتیجه ان میشود که افکار را ترسناک دانسته و به هر نوعی که شده میخواهیم از شر ان ها نجات پیدا کنیم لذا با انها به مبارزه برمیخیزیم

 

نحوه کنترل افکار با روش درست

در قدم اول باید به این باور برسیم که برداشتهای شش گانه در مورد افکار منفی درست نبوده  و ما میتوانیم به نحوی دیگر با انها برخورد کنیم . برای این کار باید افکار را از خود جدا بدانیم

د رقدم دوم تمرینهای را که برای جدا سازی افکار لازم است انجام داده شود به انجام برسانیم

در قدم سوم یادمان باشد که بارها و بارها کنترل افکار از دست ما خارج میشود و ما نمیتوانیم کنترل کامل افکار را در دست بگیریم .

پس کامل گرا نباشیم و اگر کنترل از دست ما خارج شد ناراحت نشویم بلکه به مواردی نگاه شود که قادر بوده ایم که کنترل افکار را در دست بگیریم.

محصول صوتی رایگان کنترل افکار را همین حالا از لینک زیر تهیه نمایید

 

 

 

 

تمرین هایی برای جداسازی و دست یابی به کنترل افکار

۱۰ نفس عمیق بکشید

به حرکات بدن ،شانه ها،شکم،قفسه سینه،شش ها و مسیر رفت و امد هوا به شش ها دقت شود به صدای نفس ها را دقت کنید.

آخرین مقدار هوای داخل شش ها را خارج کرده و مقداری مکث کرده و دوباره نفس بکشید.

اگر به هر دلیلی فکر شما منحرف شد ناراحت نشوید و خود را سرزنش نکنید بلکه دوباره و دوباره تمرکز کنید تا اینکه در این کار مهارت پیدا کنید.

تمرین دوم کنترل افکار

فکری منفی را در ذهن خود تجسم نموده و به شدت ان را تقویت نمایید از جمله “من فرد لایقی نیستم”.

در قدم دوم این جمله را به اول فکر خود اضافه کنید که” من الان فکر میکنم فرد لایقی نیستم”

در قدم سوم:این جمله را به اول جمله قبلی اضافه نمایید ” من الان متوجه شدم که فکر میکنم من فرد لایقی نیستم”

با این تمرین شما متوجه میشوید که ان فکر منفی دیگر ان قدرت قبلی خود را ندارد

امیدوارم که بتوانیم با تمرینات ذهن آگاهی حال بهتری به خود و اطرافیان بدهیم

من سید معمر عزیزی مربی و مشاور زندگی شاد در قدم اول با هدف رشد و توسعه زندگی خویش و در قدم دوم با هدف کمک به دیگران برای داشتن زندگی بهتر وارد عرضه مطالعات در زمینه زندگی شاد شده ام و امیدوارم بتوانم خود و دیگران را به سمت و سوی داشتن خال خوب در اوج مشکلات راهنمایی نمایم

اندیشه مثبت
مقاله های مرتبط :

دیدگاه خود را بیان کنید :

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *